تبليغاتX
گل اندام

گل اندام

"تلاش هاي يك تپُل"

من چند روزي ميشه كه از اصفهان برگشتم، اما انقده مشغول بودم كه نتونستم درست و حسابي بهتون سر بزنم. به وبلاگ گروه و گاها به بعضي از وبلاگها سر زدم اما انقده خسته م كه انرژي براي پيغام گذاشتن و يا آپديت اينجا نداشتم.

اما الان كه پيغام هاتون رو خوندم، ديگه نتونستم طاقت بيارم. با وجود اينكه يكي دو ساعتي ميشه كه باز هم از يه سفر كوتاه برگشتم و حساااابي خسته م!

اومدم بگم، شوشو داره ميره سربازي و من اين روزها تمام كارهاي عقب افتاده ايي كه نياز به حضور اون داره رو تند تند انجام ميدم. همينطور يكسري كارهاي دانشگاه كه بخاطرشون بايد برم شهرستان!

من حدود ۱۵ روز از رژيم - چهل روزه - رو عالي پيش رفتم، اما توي يكي از مهموني ها وقتي رفتم روي ترازو و در كمال تعجب ديدم كه وزنم كم نشده، دچار پرخوري عصبي شدم و همه چيز خراب شد

حالا خستگي جسمي يك طرف خستگي روحي و دلتنگي هم يكطرف...

خيلي برنامه ها براي رژيم و ورزش دارم، اما فعلا چيزي نميگم تا بتونم عملي شون كنم بعد ميام ميگم...

فعلا نياز به ثبات و استراحت دارم.

اينم بگم كه با وجود همه اينا اصلا نا اميد نيستم و دوباره برميگردم. دلم نمي خواد تو تولد يكسالگي اين وبلاگ و حتي گروه سر افكنده باشم.

پس بر ميگردم...

از تك تكتون هم بخاطر محبت هاتون - مثل هميشه - سپاس گذارم...

انار عزيزم، مطالب وبلاگ گروه عاليه و من با خوندنشون خيلي انرژي ميگيرم، گرچه اين روزها معمولا تيتر وار خوندمشون!

 

"با آرزوي داشتن يلدايي شاد و بياد ماندي..."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:18  توسط ساميا  | 

امروز خوشحالم چون هم انار جونم برام كامنت گذاشته هم جيرجيرك مهربون، آخه خيلي وقت بود ازشون خبري نبود و من دلم براشون تنگ شده بود...

قراره نزديك هاي ظهر راهي اصفهان بشيم، البته هنوز قراره و معلوم نيست صد درصد باشه.

ممنون از توصيه هايي كه كرديد، حتما حواس م رو جمع ميكنم.

ضمنا با خودم قرار گذاشتم اگه دختر خوبي نباشم و حواس م به خودم نباشه، خودم رو تنبيه كنم و زودي برگردم خونه...

 


صبحانه: چاي + يك سهم نان (۷۵) + نصف قوطي كبريت پنير (۱۵) + دو سهم شكر (۴۰)

ناهار: دو عدد كتلت كوچولو (۲۰۰) + كمي كوجه فرنگي و سبزي خوردن + دو قاشق ماست (۵۰) + يك سهم نان (۷۵)

مجموع: ۴۵۰ كالري

من دارم ميرم، به احتمال زياد اونجا دسترسي به اينترنت دارم بهتون سر ميزنم!

زود بر ميگردم...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 8:21  توسط ساميا  | 

يادمون باشه:

وقتي دائم ميگي گرفتارم، هيچ وقت آزاد نميشي!

وقتي دائم ميگي وقت ندارم، بعد هيچ وقت زمان پيدا نمي کني!

وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي، اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد!

 

ما چهارشنبه -يعني فردا ظهر - راهي اصفهان هستيم و من خيلي نگران رژيم هستم. راستش من الان تو شرايط خيلي ايده آل و مناسبي براي كنترل خودم هستم و خيلي حواس م به خودم هست. مي ترسم اونجا با مهمون بازي و غذاهاي رنگارنگ همه چيز خراب بشه!

راستش من اين چهل روز رو در نظر گرفته بودم براي اينكه اراده م قوي بشه! فك نكنم با اين ده روز هنوز آمادگي اين فشار رو داشته باشم.

دعا كنيد بتونم خودم رو كنترل كنم.

از الان مرتب با خودم صحبت ميكنم و توي ذهنم به همه چيز ميگم نـــــــــه!

يعني موفق ميشم؟!

 


صبحانه: يك سهم نان (۷۵) + پنير (۱۵) + يك عدد خيار + چاي + يك پيمانه شكر (۲۰)

ناهار: يك بشقاب بزررررررگ سالاد (۷۵) + دو قاشق سُس (۱۵۰) + نصف پياله ماست (۲۵) + يك سهم مرغ كنتاكي (۱۵۰) + يك سهم سيب زميني سرخ كرده (۲۵۰) + يك بُرش كوچولو پيتزا (۵۰)

مجموع: ۸۰۰ كالري

ميان وعده: يك فنجان قهوه تلخ اسپرسو

شام: نصف ليوان ماكاروني (۱۰۰) + سبزي خوردن

آخر شب: چاي + دو عدد خرما (۴۰) + يك مشت بادام زميني (۱۰۰)

مجموع: ۱۰۵۰ كالري

چند روزي ميشه كه آخر شب خيلي گرسنه ميشم، اما يكم كه مقاومت مي كنم خود به خود حل ميشه! اما توي طول روز اصلا احساس گرسنگي نمي كنم و اين نگرانم ميكنه، مي ترسم بخاطر پائين بودن سوخت و ساز بدنم باشه...

اين گرسنگي آخر شب يه كيفي داره... مخصوصا وقتي باهاش مبارزه مي كنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:32  توسط ساميا  | 

۱ . ۲ . ۳ ... ۸ . ۹. ۱۰ روز گذشت...

توي اين مدت ميانگين ۱۲۵۰ كالري در روز مصرف داشتم. و البته فعالييتم خيلي كم بوده كه اميدوارم توي ده روز دوم جبران بشه!

اما از خودم خيلي راضي م! مخصوصا بابت ديشب كه من، شوشو، داداش كوچيكه و پسر خاله م رفتيم گشت زني و بعد سينما، اونا هم كلي خرت و پرت خريدن اما من به هيچي ميل نداشتم و فقط يك بسته آلبالو خشك خريدم. كه بدرد مزاجم هم بخوره... 

خلاصه كه خيلي از خودم راضي م....

راستي اين فيلم "توفيق اجباري" فوق العاده خنده داره! اونم فقط بازي رضا عطاران، انقده من خنديدم تا مدتي فك م درد ميكرد. حتما بريد ببينيد!

يه جك هم تعريف كنم و برم:

يه بنده خدايي لنگ بوده با کشتي ميره سفر...

وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟

ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

 


صبحانه: نصف سهم نان (۴۰) + يك بند انگشت پنير (۱۰) + يك عدد گردو (۳۰) + چاي + يك پيمانه شكر (۲۰)

ناهار: یک لیوان خوراک (۱۲۰) (نصف سهم مرغ + یک سهم سیب زمینی آبپز + کمی به و کدو حلوایی + یک عدد قارچ + دو عدد آلو بخارا) + یک سهم برنج (۷۵) + نصف سهم نان (۳۵) + سالاد + دو قاشق سُس رژیمی (۳۰) + کمی سبزی خوردن

مجموع: ۵۲۵ كالري

ميان وعده: چاي + دو حبه قند (۲۰) + يك مشت پف فيل (۳۰)

شام: سالاد + نصف كف دست نان (۳۵) + يك بند انگشت پنير (۱۰) + دو قاشق سُس رژیمی (۳۰)

مجموع: ۶۵۰ كالري

آخر شب: شايد يه كوچولو بستني خوردم! - به جاش چاي + دو عدد بيسكوئيت ساقه طلايي خوردم كه ميشه ۶۰ كالري

از صبح دارم با خودم مي جنگم - سر خوردن بستني - و هي وعده ميدم كه باشه يك ساعت ديگه... خلاصه كه اين نفس خبيث رو از صبح تا حالا كشوندم، حالا كه ديدم كالري هام زياد نشده... شايد گذاشتم به خواسته ش برسه!‌‌

آخرشب نوشت:

بستني پَررر...

مامان م بعدازظهر بستني ها رو شوهر داده! -به برادر زاده هاي نازنين - و بنده كلي تو كف موندم!

انگار جدن قسمت نبود من امروز بستني بخورم!

 

- امروز حدود ۷۰۰ كالري خوردم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 10:56  توسط ساميا  | 

صبح از خواب كه بيدار شدم، زياد سرحال نبودم! مخصوصا اينكه گلاب به روتون سوزش ادار داشتم  و اين يعني عفونت مجاري ادرار... كلي حالم گرفته شد.

با همون حال خراب رفتم زير دوش آب گرم و حسابي كيف كردم.

بعد هم امدم و آهنگ "خوشگل ها بايد برقصن" اندي رو گذاشتم و كلي قر دادم... الان خيلي سرحالم... خييلي...

شما چطوريد؟


صبحانه: چاي + يك عدد بيسكوئيت ساقه طلايي (۳۰) + نصف سهم نان (۳۰) + يك بند انگشت پنير (۵) + يك قاشق فايبر كلير (۰)

ميان وعده: چاي

ناهار: دو سهم نان باگت (۱۵۰) + دو ورق كالباس (۱۵۰) + يك ق.م سُس مايونز (۷۵) + خيارشور

ميان وعده: يك مشت پف فيل (۳۰) + چاي + يك حبه قند (۱۰)

شام: يك سيخ كباب كوبيده متوسط (۱۵۰) + يك كفگير برنج (۲۵۰) + يك عدد گوجه + فلفل سبز + نصف پياله ماست موسير (۳۰)

آخر شب: يك مشت آلبالو خشك + ۵۰ گرم بستني (۱۰۰) + ۵۰ گرم پفك (۵۰)

مجموع: ۱۱۰۰ كالري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 8:20  توسط ساميا  | 

به همین زودی یک هفته شد...

از خودم خیلی راضی م، فقط کاش بیشتر ورزش میکردم. این دو روز زیاد از لحاظ روحی سرحال نبود وگرنه حتما میرفتم ورزش.

ممنون که این یک هفته هم مثل هفته های قبل ازم حمایت کردید.


صبحانه: چای + یک عدد بیسکوئیت ساقه طلایی (۳۰)

ميان وعده: چاي + دو عدد بیسکوئیت ساقه طلایی (۶۰) + ۱۰۰ گرم بستني شكلاتي (۲۲۵)

ناهار: دو ورق ژامبون (۱۵۰) + یک سهم نان (۱۵۰) + یک ق.غ سُس مایونز (۱۰۰) + يك عدد گوجه فرنگی

ميان وعده: يك لقمه كوچولو نان (۲۰) + ۵۰ گرم پفك (۵۰) + يك ليوان دوغ (۲۵)

شام: يك كفگير برنج (۲۵۰) + يك پياله خوراك تن ماهي (۲۰۰) + كمي ترشي و يك سوم ليوان نوشابه (۲۵)

مجموع: ۱۲۸۰ كالري

.

.

.

فعالييتم صفره... حتي در حد كارهاي روزانه!  

حوصله ندارم...

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 9:13  توسط ساميا  | 

.

.

.

صبحانه: نصف سهم نان (۳۵) + یک عدد گردو (۱۵) + یک بند انگشت پنیر (۱۵) + چای + یک حبه قند (۱۰)

میان وعده: نصف لیمو شیرین (۳۰) + چاي + دو ق.م عسل (۴۰)+ يك لقمه كوچك سالاد الويه (۳۰)

ناهار: يك كفگير برنج (۲۵۰) + خورشت قورمه سبزي (۱۵۰) ( يك سهم گوشت  + نصف ليوان لوبيا و سبزي  ) نصف پياله ماست (۲۵)

ميان وعده: چاي + نصف بيسكوئيت (۱۵)  + ۱۰ عدد كشمش (۱۰)

عصرانه: یک لقمه کوچک کشک و بادمجان (۳۰) + یک عدد لیمو شیرین (۷۰) + ۵۰ گرم بستنی شکلاتی (۱۰۰)

شام: یک ورق ژامبون (۷۵) + یک سهم نان (۷۵) + یک ق.م سُس مایونز (۳۰) + دو حلقه گوجه فرنگی

مجموع: ۱۰۰۰ كالري

 

ـ هیچ فعالیتی نداشتم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 2:31  توسط ساميا  | 

 

صبحانه: چای + دو سهم شکر (۴۰) + یک چهارم قوطی کبریت پنیر (۱۰) + یک عدد گردو (۳۰) + یک سهم نان (۷۵) + یک سوم لیوان شیر (۳۵)

میان وعده: کمتر از یک فنجان نخودچی و کشمش (۵۰) + یک عدد نارنگی

ناهار: یک پیاله سوپ (۷۵) + دو قاشق سالاد الویه (۱۰۰) + نصف سهم نان (۳۵)

میان وعده: ۵۰ گرم بستنی (۱۰۰) + چاي +  يك حبه قند (۱۰) + بيست عدد پفك (۶۰)

میان وعده: چاي + دو عدد بيسكوئيت (۶۰)

شام: یک عدد تخم مرغ (۷۵) + یک بند انگشت کره (۵۰) + يك سهم نان (۷۵)

مجموع: ۸۲۰ کالری

 

امروز اصلا گرسنه نبودم. فقط  به خاطر اينكه متابوليسم بدنم كم نشه، اينا رو خوردم! ديگه بيشتر از اين جدا ني تونستم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:35  توسط ساميا  |