تبليغاتX
گل اندام

گل اندام

"تلاش هاي يك تپُل"

من خوبم و سرحال!

اما اومدم تا میتینگ بعدی مرخصی بگیرم. گرچه این مدت هم همچین حضور چشمگیری نداشتم.  

الان پریودم و بیخیال رژیم و ورزش شدم و فقط دارم فکر میکنم. به اون چیزهایی که انار زحمت کشیده بود و توی میتینگ این هفته گفت و به خیلی چیزهای دیگه... از این یویو بازی خسته شدم. اگه اینبار شروع کنم دلم می خواد واقعا بتونم روش زندگی م رو متحول کنم، البته به توصیه انار، در حد خودم!

مثل همیشه، بر میگردم... چون فکر نکنم هیچ وقت از این گروه دل بکنم

اما دعا کنید با یه ذهن جدید و یه روحیه مصمم!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 10:11  توسط ساميا  | 

سلام

مرسي كه احوال پرسم بوديد!

صبح دير شد و به دكتر نرسيدم! اما حالم كاملا خوب شده، من مطمئن بودم كه عصبيه و حالا كه كمي آروم شدم، معده م هم خوب شده:) اما حتما دكتر ميرم، مي ترسم بعدا مشكل ساز بشه! چشم پزشكي و دندون پزشكي هم از واجباتِ اما اونا رو بايد صبر كنم نقدي نگيم بره بالا!!!!!!!

الان مي خوايم با شوشو بريم پياده روي...

فعلا با اجازه...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 18:42  توسط ساميا  | 

امشب قراره برم دکتر، خدا کنه مجبور نشم از این شلنگ ها بکنم تو حلقم...  حالم خیلی بده، هیچ چیزی هم خوبش نمیکنه، مامانم شیر تجویز کرده  و من از صبح ۱۰ تا لیوان شیر خورد، اما انگار نه انگار!!!

برام دعا کنید که مشکل جدی نباشه، می ترسم دیگه نتونم رژیم بگیرم

می دونم همش عصبیه!


فردا نوشت: مرسي كه احوال پرسم بوديد.

حالم يكمي بهتره، ديشب نتونستم از دكتر وقت بگيرم، بجاش امروز صبح وقت داد. ديشب بلاخره با يه آرام بخش خوابم برد! رفتم دكتر خبر ميدم چه مرگم شده!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:9  توسط ساميا  | 

خانم های روزه دار عیدتون مبارک!  از پیشرفت تون راضی بودید؟

بلاخره ماه رمضون تموم شد و زندگی کمی به روال عادی ش برگشت، امروز همه تلاشم رو میکنم. تلاش میکنم که به اهدافم عمل کنم...

اينا رو خوردم:

صبحانه: چاي + يك عدد كيك يزدي كوچك (۱۵۰)

ناهار: يك بشقاب عدسي (۱۸۵) + يك پياله ماست و خيار (۵۰)+ يك سهم نان جو دوسر (۷۵) + يك چهارم تخم مرغ نيمرو (۳۰)

ـ دلم درد ميكنه...  فكر كنم بخاطر عدس باشه و اينكه بعد از اينهمه مدت وسط روز غذا خوردم، شكمم تعجب كرده! پيشول ناز نازي هم مريضه

ميان وعده: نصف ليوان انگور (۳۵)

عصرانه: دو سهم نان جو دوسر(۱۵۰) + چای + ۲ عدد خرما (۴۰)+ نصف قوطی کبریت پنیر (۱۵) + دو عدد گردو (۶۰)

شام: ۴ سیخ جگر (۳۲۰) + دو سهم نان (۱۵۰) + یک لیوان دوغ (۲۵)

مجموع: فقط ۱۲۸۵ كالري ... تشووويق...  

تکمیل ساعت ۸ شب: بسه! دیگه تشویق نکنید...  آرام جون انگار داره خراب میشه... تازه من بعد از این همه خوردن دلم داره ضعف میره  دلم بهتره! اما از بعد از ظهر تا حالا شدیدا گرسنه بودم. شاید بخاطر اینکه بدنم عادت کرده بود به افطار و شام مفصل!


ـ بر می گردم...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 9:53  توسط ساميا  | 

* سحری: یک کفگیر برنج (۲۵۰) + یک سهم گوشت مرغ (۷۵) + کمتر از دو قاشق گردو فسنجون (۷۵) + دو سهم نان سنگک (۱۵۰)+ یک سهم کره (۱۱۰) + یک ق.غ مربا (۵۰) + نصف قوطی کبریت پنیر (۱۵) = مجموع: ۷۵۰ کالری

براي افطار اين سالاد فصل خوشمزه رو درست كردم، مامان هم براي شام پلو و مرغ درست كرده، اما من سعي ميكنم حداقل پلو نخورم! دلم ميخواد با شوشو برم پياده روي، اما خيلي بي حالم و مي ترسم وسط كار تپش قلب بگيرم. بعد از افطار كه ده برابر اين حالم بد خواهد شد دلم ورزش ميخواد، اما خيلي بي حوصله م... اين دو سه روز خيلي انرژي داشتم و با روحيه بودم، الان احساس ميكنم انرژي م كم شده!

افطار: چای + ۳ عدد خرما (۶۰) + دو سهم نان جو دو سر (۱۵۰)+ یک قوطی کبریت پنیر (۳۰) + نصف سهم کره (۵۰)

شام: دو سهم نان جو دو سر(۱۵۰) + یک سهم مرغ (۷۵)+ * سالاد + یک قاشق روغن زیتون (۱۱۰) = مجموع: ۶۲۵ کالری

آخر شب: چای + لبو + ۲ عدد خرما (۴۰) + یک مشت تخمه آفتابگردان (۱۰۰)

* از اون سالاد خوشمزه فقط یه کوچولو خوردم! نمیدونم  چرا دلم نمی خواست 

مجموع: ۱۵۰۰ کالری

حالم خوب نیست...

آرام جان شرمنده، یکم دیر گفتی... انشالله از فردا حتما به اهدافم عمل میکنم... قول میدم!


* سحر باز هم خونه داداشم بودیم!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:18  توسط ساميا  | 

راستش دیروز نتونستم پای بند بمونم، یه جورایی شکست خوردم و اون لذت ه که گفتم ،پَرررررر....  اینو نگاه نکنید هااااا... نمی دونم چرا اصلا ناراحت نیستم. البته عذاب وجدان دارم.  

دیروز اینا رو خوردم:

افطار: دو سهم نان (۱۵۰) + یک ق.غ مربا آلبالو (۵۰) + کمتر از یک سهم کره (۱۰۰) + یک بشقاب آش دوغ خوشمزه  (۲۰۰) + چای + دو عدد خرما (۴۰) 

میان وعده: یک پیاله انار دون شده + سه ق.غ بستنی کاکائویی (۷۰)

شام: یک کفگیر برنج (۲۵۰) + یک سهم نان (۷۵) + یک سهم گوشت مرغ(۷۵) + یک سهم گوشت قرمز(۷۵) + دوقاشق آب و گردو فسنجون (۱۰۰)+ سالاد + کمتر از یک قاشق سُس مایونز (۱۰۰)

آخر شب: یک قاچ خربزه + چای + دو عدد خرما (۴۰) + یک بشقاب پُررر آش دوغ (۲۵۰)

مجموع: ۱۶۰۰ کالری  افتضااااااح بود!  تازه بدون میوه ها ...

بعد از شام همه با هم رفتیم پارک کنار خونه داداشم اینا ... با این وسایل بدنسازی کلی ور رفتیم و ازشون استفاده کردیم. بعد هم رفتیم قسمت وسایل بازی کودکان و آآآآی ... سرسره بازی کردیم، آآآآی... تاب خوردیم، از این چرخ فلک های زمینی هست که وسطش یه فرمون داره و خودتون خودتون رو می چرخونید. سوار شدیم و آآآی جیغ زدیم و تخلیه انرژی کردیم. آآآآی خوش گذشت...  

دیروز دختر گلی نبودم ولی شما لطف کنید همچنان تشویقم کنید...

امضاء : سامیا با روحیه و البته پُر رو ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:51  توسط ساميا  | 

امروز هم روز خوبی بود، بخاطر معده دردم قصد نداشتم روزه نگیرم. اما تا این لحظه یادم نبود که چیزی بخورم و از اونجا که افطار خونه داداشم دعوتیم، تصمیم گرفتم کالری ها رو بذارم برای مهمونی خرج کنم.

یکی از خوبی های ماه رمضون، همون از بین بردن عادت غذا خوردنه! من وعده هام رو فراموش کردم و دلم می خواد بعد از ماه رمضون هم سعی کنم هر وقت گرسنه شدم غذا بخورم! نه هر وقت که موقعه ش بود....

امیدوارم برای شام غذای سالم هم داشته باشن تا من روی تصمیم م پا نذارم. قصد دارم حد المکان برنج نخورم، اگر هم خورد یک سهم ، قصد دارم اصلا زولبیا، بامیه و شله زرد نخورم. اما فکر کنم زن داداش گرامی از اونجا که هر وقت ما رو دعوت میکنه غذای مورد علاقه منو درست میکنه، آش دوغ هم توی سفره ش باشه که امیدوارم در مورد اون هم مقاومت کنم.

کنار خونه داداشم اینا یه پارک خیلی خوشگله!  می خوام یکم زودتر راه بیافتیم که به بهونه بازی بچه ها من و شوشو هم بریم پیاده روی...

از صبح با خودم کار میکنم که حواسم به غذای های غیر مجاز باشه، و هی به لحظه ایی فکر میکنم که دست رد به سینه غذا های چرب و چیلی زدم و چقدر حس خوبی داره اون لحظه... میخوام امشب مرتب از این احساس لذت ببرم. دیگه نمی خوام عذاب وجدان بکشم...

بر میگردم و میگم چه دختر گلی بودم!  

تا شما ها مثل همیشه تشویقم کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 14:38  توسط ساميا  | 

امروز روز خوبی رو شروع کردم، گرچه دیشب از معده درد خوب نخوابیدم و صبح هم از شدت سوزش معده شوشو و بابا مجبورم کرد که روزه م رو باز کنم.

علت سوزش معده م عصبی ه و این بخاطر دعوای دیروز بعد از ظهر با اون نامردیه که ازمون کلی پول گرفت تا وام مون رو درست کنه و حالا که نشده حاضر نیست پول رو بر گردونه!  دیروز نزدیک افطار که از دفتر اون بر می گشتیم احساس شدید سوزش توی معده م کردم اما جدی نگرفتم ش چون فکر کردم بخاطر گرسنگی ه!

اما با همه این احوال روحیه م خیییلی عالیه!

امروز صبح که کامنت دونی رو باز کردم از حرفهاتون کلی انرژی گرفتم و روز خوبی رو شروع کردم.  تصمیم گرفتم حالا که روزه نیستم برای ناهار یه غذای سالم درست کنم. این سالاد کلم الی جون رو انتخاب کردم و از اونجایی که کلم توی خونه نداشتیم با شوشو رفتم خرید... البته شوشو منو پیاده کرد و رفت (چون عجله داشت و کلاسش دیر می شد) در نتیجه من کلی خرید سالم کردم و بعد برگشتم خونه، حدود یک ربع پیاده روی تند کردم. خوشبختانه کفش مناسب پام بود و از هوای پائیزی هم کلی لذت بردم.

از صبح این ها رو خوردم:

صبحانه: یک لیوان شیر کم چرب (۱۱۰) + دو تا و *نصفی خرما (۵۰)

* این نصف خرما جریانش اینه که داشتم خرما سوم رو می خوردم که احساس کردم زیاده رویه! بخاطر همین با اعتماد بنفس بقییه ش رو نخوردم. وقتی با خودم (حتی برای چیزهای کوچیکی مثل این) مبارزه میکنم. لذت میبرم!

میان وعده: یک لیوان انگور (۷۵)

ناهار: يك بشقاب سالاد كلم (يك عدد سيب زميني كوچك آبپز (۴۰)+ نصف تخم مرغ آبپز (۳۵) + سه عدد خيار شور + چهار برگ كلم + يك قاشق ذرت (۲۵) + يك چهارم فلفل دلمه ايي، براي سُس هم: يك ق.م روغن زيتون (۵۰)+ يك استكان ماست (۳۰)+ نمك + فلفل + يك ق.م سُس مايونز(۵۰) ) البته ذرت. فلفل دلمه ايي رو خودم اضافه كردم فلفل دلمه ايي ها قرمز بود و خيلي خوشگل ش كرد.

مرسي الي جون...

عصرانه: چاي + سه عدد خرما (۶۰)+ يك سهم نان جو (۷۵)+ نصف قوطي كبريت پنير (۱۵)+ يك ليوان انگور(۷۵) + يك عدد ليمو شيرين (۷۵)

شام: يك عدد كوكو سيب زميني (متوسط) (۱۵۰)+ دو سهم نان جو (۱۵۰) + يك قاشق روغن زيتون (۱۱۰)+ يك پياله ماست و خيار (۴۰) + نصف قوطي كبريت پنير (۱۵)

آخر شب: دو عدد خارك (خرما كال) (۴۰) + يك ليوان انگور (۷۵)

مجموع: حدود ۱۳۴۵ كالري ـ ۴۵۰ كالري ميوه!

= ۸۹۵ كالري از بقييه گروه هاي غذايي!

من امروز ۷ سهم ميوه خوردم.

اما از خودم خيلي راضي م...


پ.ن: عنوان مثبت اندیشانه م رو حال کردید؟!  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 12:10  توسط ساميا  | 

من قسمتی از تصمیمات م رو عملی کردم. اما هفته خوبی نداشتم چون ورزش نکردم!یعنی وقتش رو ندارم، این مهمون بازی های ماه رمضون کاملا زندگی منو فلج کرده...

بقیه وقتم هم برای کار جدید تلف میشه! امیدوارم بعد از ماه رمضون و بر پایی این کار جدید کمی زندگیم روال عادی پیدا کنه و من بتونم باشگاه ثبت نام کنم.

دیروز دومین ماهگرد عقدمون بود، من و شوشو رفتیم رستوران مورد علاقه من و من کلی سالاد خوشمزه خوردم.

راستی یه تصمیم جدید هم گرفتم:

  • خرید ترازو آشپزخانه یا به قول آریس جان از این ترازو های گرمی کوچولو که از لحاظ قیمت به صرفه تره

برام دعا کنید، زندگیم از این بی نظمی در بیاد!

خیلی حالم بده...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 10:45  توسط ساميا  | 

اومدم از اون تصمیماتی که چند تا پست قبل تر نوشته بودم بگم، که البته چند تا تصمیم جدید هم بهش اضافه شده، این تصمیمات جدید الهام گرفته شده از تصمیمات انار عزیزه!

  • ثبت نام باشگاه.
  • از اونجائی که قراره با زن داداش م با هم بریم باشگاه، هنوز تصمیم قطعی برای انتخاب نگرفتیم. امیدوارم توی اینهفته به نتیجه برسیم.

  • مرتب كردن اتاق خواب.
  • برای اتاق خوابمون یه "دِرآور" بزرگ خریدیم و کلی وسایلمون مرتب شد. یه تغییر دکراسیون جزئی هم دادیم تا تنوع بشه! البته تا وقتی که سرمون خلوت بشه و برای اتاق بزرگتر فکر وسایل و دکوراسیون باشیم.

  • هر روز صبح دوش بگيرم.
  • هر روز دوش میگیرم، حتی اگه صبح وقت نکنم و یا خسته و بی حوصله باشم. توی روحیه م تاثیر خیلی خوبی داشته!

  • يه برنامه غذايي مشخص براي يك هفته آينده تنظيم كنم و بجز يك روز "آزاد" اصلن ازش سرپيچي نكنم.
  • هنوز تنظیم نکردم. شاید گذاشتم بعد از ماه رمضان... آخه این روزا همش مهمون بازیه!

  • يك جفت وزنه سبك بخرم و تمرينات با وزنه رو شروع كنم
  • تنبلی! هنوز نخریدم.

  • حتما حتما حتما همه چیز رو اندازه بگیرم. چشمی کار نکنم. (برگرفته از انار)
  • از امروز...

  • حتما هرچی میخورم بنویسم. نگم مهم نیست. یا حدسی جمع و تفریق کنم.  (برگرفته از انار)
  • از امروز...

  • مثبت فکر کنم. مثبت فکر کنم. مثبت فکر کنم.
  • از همین الان ...

     

    + نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 12:20  توسط ساميا  |