تبليغاتX
گل اندام

گل اندام

"تلاش هاي يك تپُل"

از پرخوری دیروز و همینطور کم تحرکی که همش تقصیر مهمان ناخونده هرماهه است... کمی گرفته ایم... و کمی هم نگرانم برای کارهای مراسم... البته فعلا همه چیز خوب پیش میره و امیدوارم اون شب هم همینطور باشه!


ناشتا: یک لیوان شیر و موز + یک عدد خرما => حدود ۱۰۰ کالری

صبحانه: یک سهم نان + یک قوطی کبریت پنیر + یک سهم کره + دو ق.م عسل => حدود ۱۷۵ کالری

میان وعده: چای + دو عدد خرما => حدود ۴۰ کالری

ناهار: یک کفگیر پلو +  دو سهم گوشت خورشت + یک عدد کدو + نصف پیاله ماست => حدود ۴۵۰ کالری

میان وعده: چای + دو عدد خرما=> حدود ۴۰ کالری

عصرانه: کمی گیلاس + کمی آلبالو + چای + ۲ عدد خرما => حدود ۱۱۵ کالری

شام: سه سهم جیگر + یک سهم دل + دو سهم نان + لیمو ترش و یک لیوان دوغ => حدود ۴۷۵ کالری

حدود ۱۴۰۰ کالری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 8:53  توسط ساميا  | 

  • نیمه ماه سوم هم گذشت...

دیروز تصمیم گرفتم وزن ایده آل م رو تغییر بدم، راستش یکم به نظرم خنده دار اومد که من با این همه اضافه وزن از حالا از خودم اونقدر توقع داشته باشم و دلیل دیگه ش هم این بود که هدفم رو قابل دسترس تر کنم تا با نزدیک شدن بهش بیشتر انرژی بگیرم! تازه ۳۰ کیلو کاهش وزن هم کم نیست!!!

 

  • در مورد خورد و خوراک دیشب هم،

عرض کنم که بعد از ظهر به شدت احساس گرسنگی میکردم ... در نتیجه یک فنجان شیر و چند دانه پفک خوردم و رفتیم بیرون... توی راه باز گرسنه م بود. اما تقریبا دو ساعتی تحمل کردم.... بعد تصمیم گرفتیم بریم شام بخوریم، اما پشیمون شدم... چون به شدت گرسنه بودم و معلوم نبود بتونم جلوی خودم رو بگیرم... شوشو به جای شام برام یه لیوان ذرت با کمی سس خرید تا گرسنگی م رفع بشه! اما نمی دونم چه مرگم شده بود که در حال خوردن هم دل ضعف میرفت...

اما باز هم تحمل کردم تا یکساعت بعد که برای دیدن و چشیدن غذای یه عروسی رفتیم اونجا و به اصرار مدیر مجلس دو تکه جوجه و دو. سه قاشق پلو و کمی شربت پرتغال خوردم.

اما باز هم برنامه شام ما به انتها نرسید و من از شدت گرسنگی مجبور شدم با شوشو برم پیتزا بخورم. که الحمدالله به خیر گذشت ... و تونستم این شکم رو آروم کنم و بخوابم!

در نتیجه ما اصلا از ۱۱۰۰ کالری دریافتی ناراحت نیستیم  چون می تونست خیلی بدتر از این باشه!

فکر کنم علتش شنا امروز باشه که عالی بود و همینطور پریودی!

این بود جریان شکم چرانی ما!!!

 

  • چند وقته از یه موضوع حالم گرفته ست... حتما شما هم شنیدید؟! این هم یکی دیگه از چشمه های "ح ک و م ت" عدل "ع ل ی" ... 

خيلي دلم ميخواد بدونم اون قانوني که اين بيچاره رو به سنگسار و اين همه سال حبس محکومش کرد.... وقتي کبري و بچه هاش در سختي و زير شکنجه بودن چطور ازشون حمايت کرد که حالا به خودش اجازه ميده در موردش قضاوت کنه؟!


ناشتا: یک استکان شربت خاکشیر => حدود ۲۰ کالری

صبحانه:یک ق.م خامه + یک ق.م عسل + نصف سهم نان + چای => حدود ۸۰ کالری

میان وعده:یک لیوان شیر و موز (نصف لیوان شیر + یک سوم موز + یک عدد خرما) + یک لیوان گیلاس => حدود ۱۵۰ کالری

ناهار: نصف لیوان خوراک لوبیا + یک پیاله ماست + یک کفگیر کوچک پلو + یک سهم گوشت چرخ کرده + یک سیب زمینی کوچک + کمی فلفل سبز => حدود ۶۰۰ کالری

میان وعده: چای + ۳ عدد خرما + یک سهم نان + یک قوطی کبریت پنیر => حدود ۲۰۰ کالری

شام:دو عدد سوسیس کوکتل + دو سهم نان + خیارشور و گوجه + یک ق.م سُس مایونز => حدود ۳۴۰ کالری

آخر شب: چای + سه عدد خرما => حدود ۶۰ کالری

حدود ۱۵۰۰ کالری

لعنت به این پریودی... خیلی احساس ضعف میکنم و همش دارم میریزم تو این خندق بلا... گرسنگی م هم تمومی نداره! استخر هم که نمیرم.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 15:55  توسط ساميا  | 

امروز حسابی کیفمان کوک است...

اول بخاطر ماهی عزیز،   که در یک عملیات موفق آمیز روی "تنبلی و تن پروری" را به خاک مالید!!! و یک نیمه مارتن را جانانه تمام کرد... 

اینم عکس مدالش:

دوم بخاطر اینکه عزاداری تمام شد و عالیجنابان اجازه ورزش و استخر رفتن ما را صادر کردند! و ما امروز میریم شنا...

الان هم انگده خوشیم، که نمی دونیم کجااااا بریزیم....

*میرم تو استخر میریزم...

** خدایی این شکلک رو داشته باشید شبیه ممد خردادیان نمی رقصه؟!

رقص اصیل ایرانی ...


صبح: چای + یک عدد بیسکوئیت ویفر کوچک => حدود ۲۵ کالری

صبحانه: یک عدد تخم مرغ + نصف سهم نان + دو عدد خیارشور => حدود ۱۲۵ کالری

میان وعده: دو تا سه عدد گیلاس

ناهار: سه قاشق  پلو + یک پیاله متوسط خورشت قیمه بدون روغن و کمی سیب زمینی + یک پیاله کوچک خورشت قرمه سبزی + یک سهم گوشت خورشت + یک پیاله ماست + کمی سبزی خوردن و پیازچه => حدود ۲۵۰ کالری

میان وعده: چای + یک جبه قند (جدا چقدر قند بدمزه ست، قبلا اصلا متوجه ش نبودم! ) => حدود ۱۰ کالری

عصرانه: ۱۰ دانه پفک + چای + یک عدد خرما + یک فنجان شیر => حدود ۸۰ کالری

شام: سه تکه کوچک پیتزا + دو قطعه کوچک جوجه کباب + سه قاشق پلو + یک لیوان ذرت + یک قاشق سُس مایونز + یک فنجان آب پرتغال => حدود ۵۵۰ کالری

یک سهم تنقلات + یک سهم میوه + چهار سهم پروتئین (حبوبات. گوشت. تخم مرغ) + چهار سهم کربوهیدرات +  یک سهم لبنیات + یک سهم سبزیجات + دو سهم روغن => حدود ۱۱۰۰ کالری

فعالییت:یک ساعت و ۴۵ دقیقه شنا با سرعت متوسط ... خیلی کیف داد! مخصوصا بعد از ضد حال دیروز...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 8:54  توسط ساميا  | 

یه عالمه در باب روز چهاردهم فک زدم،  اما باز این بلاگفا شوخی ش گرفت و همه چیز رو بلعید!

خلاصه ش این بود:

آخهههه این چه "م م ل ک ت ی ه" ؟!  

امروز همه استخر ها تعطیله و همه به زور عالیجنابان باید بمونیم در منزل و عزاداری کنیم... من نمی خوام بحث سیاسی، مذهبی بکنم، فقط نمی تونم خودم رو قانع کنم که ورزش کردن چه منافاتی با مراسم مذهبی داره! اصلا شاید یکی مُ سَ ل م و ن نباشه؟! اون وقت تکلیف چیه؟!

خوشبحالتون که از این خراب شده رفتید! دلم برای همه سالهای جوونیم که در حسرت و فشار های عصبی گذشت می سوزه! و خوشحالم که بزودی و انشالله برای همیشه از اینجا کوچ میکنم... براش لحظه شماری میکنم.


ناشتا:یک استکان شربت خاکشیر + عرق زیره + آبلیمو + یک ق. م شکر => حدود ۲۰ کالری

صبحانه: یک و نیم کف دست نان + نصف قوطی کبریت پنیر + یک بند انگشت کره + کمی ریحون + چای و یک ق.م عسل => حدود ۲۰۰ کالری

میان وعده: کمتر از یک لیوان گیلاس + چای + ۱۰ گرم شکلات => حدود ۱۲۰ کالری

ناهار: یک سهم گوشت مرغ + یک سهم گوشت خورشت + چهار قاشق لپه خورشت + یک سیب زمینی کوچک سرخ کرده + دو قاشق سالاد شیرازی + دو قاشق ماست + کمی قارچ + سه عدد خیارشور + دو قاشق پلو => حدود ۵۰۰ کالری

عصرانه: دو قاشق بستنی سنتی و چند دانه گیلاس => حدود ۸۰ کالری

شام: یک پیاله لپه خورشت + یک سهم گوشت خورشت + نصف پیاله سیب زمینی سرخ کرده + یک پیاله ماست => حدود ۳۲۰ کالری

چهار سهم کربوهیدرات + سه سهم پروتئین + یک سهم میوه + دو سهم تنقلات + یک سهم لبنیات + سه سهم و نیم روغن + دو سهم قند + یک سهم سبزیجات=> حدود ۱۲۵۰ کالری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:24  توسط ساميا  | 

امروز هم تصمیم دارم برم استخر، گرچه بخاطر فعالییت دو روز گذشته و همینطور نخوردن مولتی ویتامین شدیدا دست و پام ضعف میره! اما من چشم سفید تر از این حرفهاااام...


ناشتا: یک استکان از شربت کذایی (خاکشیر) که بخاطر شکرش فکر کنم حدود ۲۰ کالری داشته باشد.

صبحانه:یک عدد تخم مرغ درشت آبپز + یک سهم نان + کمی سبزی خوردن => حدود ۱۶۰ کالری

میان وعده:چای + دو عدد خرما => حدود ۴۰ کالری

ناهار:دو سهم گوشت مرغ و گوسفند + چهار قاشق لوبیا و سبزی خورشت + یک پیاله ماست و خیار + شوید + چند دانه کشمش=> حدود ۲۵۰  کالری

میان وعده:چای +  یک عدد خرما + چند دانه کرانچی + چند دانه پفک => حدود ۱۰۰ کالری

عصرانه: یک سهم گوشت مرغ + یک لیوان دوغ + ۵۰ گرم بستنی سنتی => حدود ۲۰۰ کالری

شام: یک سهم گوشت + چهار قاشق سبزی و لوبیا خورشت + دو قاشق ماست => حدود ۱۵۰ کالری

یک سهم نان + پنج سهم پروتئین (گوشت مرغ و گوسفند + تخم مرغ و لوبیا) +  یک سهم لبنیات +  یک سهم میوه + یک سهم سبزیجات +  دو سهم تنقلات (۶۰ کالری) + یک سهم قند => حدود ۹۰۰ کالری

فعالییت: یک ساعت نیم شنا با سرعت متوسط 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:32  توسط ساميا  | 

دیروز که اومدم اینجا و گفتم که دلم استخر میخواد، پریدم تو حموم و دوش گرفتم و حاضر شدم که برم... یهو پهلوم گرفت... انگده لجم گرفت که نگو و نپرس... اما چشم سفیدانه ... رفتم.

با انرژی حدود یکساعت و نیم شنا کردم... اما این ملت ش ه ی د پرور اعصاب برای آدم نمی ذارن که!!!  من هنوز اینو نفهمیدم که آخه کسی که شنا بلد نیست و یا هدفش از اومدن به استخر غیبت کردن پشت سر زری خانومه، چه دلیلی داره بیاد تو قسمت عمیق و میله کنار استخر رو بچسبه که مبادا غرق بشه و بی وقفه نطق کنه؟!   و جلوی فعالییت ورزشی چهار تا قهرمان رو بگیره؟!

و یا کسی که ادعای شنا و شیرجه و خلاصه... داره، چرا انقدر شعورش نمی رسه که وقتی کسی داره تو یه مسیر شنا میکنه، هی مرتب سر راهش قرار نگیره و یا روی سر و کَلش شیرجه نزنه؟!

چرا هیچ کس سکوت رو رعایت نمیکنه؟!

چطور بعضی ها با اعتماد بنفس تمام بدون نظافت موهای زائدشون "بیکینی" می پوشن و "دَه مَن" آرایش میکنن؟!

خلاصه که احوالاتمان کمی گرفته شد...    اما وقتی مجبور باشی توی این "م م ل ک ت" زندگی کنی، بعضی مواقع هم مجبور میشی چشمت رو روی بعضی از ناهنجار ها ببندی تا بیشتر از این روحت آسیب نبینه! و سعی کنی از همین که الان داری لذت ببری! البته به سسسختی!!!

اینم بگم که دیروز رژیم نداشتم، اما با ترازو دیجیتال استخر که خودم رو وزن کردم، خدا رو شکر اصلا اضافه نکرده بودم

از امروز دوباره برنامه رژیم م رو شروع میکنم که البته کمی با قبلی فرق میکنه! و اگه جور بشه استخر هم میرم...

فعلا با اجازه...


صبحانه: یک استکان شربت من درآوردی (یک قاشق شکر + یک قاشق عرق زیره + کمی آبلیمو + خاکشیر) اون کسی که پوستم رو پاکسازی میکنه، اصرار داره حتما صبح ها و شبها خاکشیر بخورم! + یک چهارم ورق ژامبون گوشت

میان وعده:چای + دو عدد خرما

ناهار: دو سهم گوشت مرغ آبپز + دو عدد قارچ بخار پز + یک عدد بادمجان کوچک + دو عدد آلو بخارا + یک پیاله کوچک ماست و خیار و چند دانه کشمش + دو لیوان دوغ رقیق + یک سهم روغن

میان وعده: دو قاشق بستنی سنتی + نصف لیوان طالبی + نصف موز + آلبالو خشک

شام: یک پُرس سیب زمینی سرخ کرده + یک و نیم سهم گوشت مرغ بریان + کمی خیار شور و گوجه فرنگی + یک لیوان دوغ 

بعد از شام اینطوری بود...  نباید سیب زمینی سرخ کرده می خوردم   لعنت به این نشاط و این نفس خبیث  

یک سهم شکر + چهار سهم پروتئین + دو سهم سبزیجات + سه سهم روغن + یک سهم لبنیات + دو سهم میوه (خیار + خرما) + دو سهم کربوهیدرات + یک سهم (۶۰ کالری) تنقلات => حدود ۱۱۰۰ کالری

فعالییت: یک ساعت و نیم شنا با سرعت متوسط  


 * مهسا جون تو کامنت دونی پست پائین... برات پیغام گذاشتم، امیدوارم بخونی!

 ** ایییش... چه سامیا ندید پدیدی ... واسه چه چیزا سَرمَستهِ!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 8:18  توسط ساميا  | 

 

خیلی بهترم، بزرگترین علتش شما مهربون ها هستین   و اینکه زندگیم الان بیشتر رو روال عادی شه! آخه این چند روز مهمون داشتم... گرچه برام عزیز بودن اما یه کوچولو همه چی قاطی پاتی شده بود.

اینجا بیشتر در موردش نوشتم...

دیشب شوشو میگه: پاشو برو تو وبلاگت بنویس چیا خوردی تا دوستات بیان نصیحت ت کنن بلکه دوباره متحول بشی!

بهش میگم: نه، من لالویی دارم!  (یعنی خوابم میاد)     (راستش روم نمیشد بیام! )

میگه الان میرم شماره تلفن ت رو میذارم تا بهت زنگ بزنن!!! 

-------------------------

شدیدا دلم استخر می خواد... حتما امروز میرم آب بازی (بقول خودم آب دَه )

-------------------------

پ.ن: رفتم "آب دهَ" ...

فردا میام تعریف میکنم...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 8:52  توسط ساميا  | 

 

نمی دونم روز چند از ماه چندمه! اصلا هم برام مهم نیست...

این روزها به تنها چیزی که فکر نمی کنم رژیم و ورزشه... راستش به هیچی فکر نمی کنم ... فقط با یه حس جنون آمیز دلم می خواد روزها بگذره!!!

نه اتفاق خاصی افتاده که بخواد ناراحتم کنه و نه عصبی م... فقط شدیدا بی حوصله ام! و هیچ چیز شادم نمیکنه:(

این چند روز انقدر خوردم که اکثر اوقت بدون عذاب وجدان کمی حالت تهوع دارم!

شدم مثل یه آدم کوکی که فقط میخوره و می خوابه و یکسری کار ی هدف انجام میده... شوشو نمی تونه بهم کمک کنه چون معمولا تو حال و هوای خودشه و این روزهای منو نمی فهمه!

نمی دوم چه جوری و کی دوباره انرژی پیدا میکنم و یا آخر این رژیم به کجا میرسه؟!

اما اینو میدونم که خیلی اوضاع م خرابه!!!!!

* مرسی که بیادم بودید!

 ** بی ربط: به مدير آي بي ام مي گن راز موفقيت چيه؟

ميگه : راز موفقيت را نمي دانم ولي راز شکست اينه که بخواهي همه را راضي کني!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:38  توسط ساميا  | 

 

از خراب کاری دیروز هنوز کسل ام...  اما اینجا نوشتن شده برام عادت، اگه ننویسم انگار یه چیز بزرگ کم دارم!

هنوز هم کمی کسل و عصبی ام،  بخاطر همین قول نمیدم عالی پیش برم! فقط کمی کنترل! می خوام چند روز استراحت کنم. نمی خوام عصبی باشم!

* راستی کسی از الی خبر نداره؟!


صبحانه:چای + یک عدد دیجستیو + چند دانه انگور

میان وعده:

ناهار:

عصرانه:

شام:

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 8:39  توسط ساميا  | 

 

دیروز انقده خوردم... امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم انگار یه کوه غذا تو معده مه! خدا بخیر بگذرونه!!!

بعید میدونم با این روند و کمبود وقتی که برای ورزش دارم اینهفته هم وزن کم کنم. البته صبح تا شب دارم تو بازارها راه میرم...  اما این قدم زدن فقط پا درد و خستگی به همراه داره و بعید میدونم همچین کالری بسوزونم...

برام دعا کنید، این مدت سوخت و ساز بدنم زیاد بشه!

بگو آمین...

 


امروز حسابی خراب کردم... کلا از صبح خوب نبودم، اما اینکه مجبور شدم باز هم ناهار رو بیرون بخورم دوباره همه چیز رو خراب کرد. شام هم که عصبی بودم و افتضاح تر از همیشه خوردم...

این روزها خستگی خلی اعصابم رو ضعیف کرده!

صبحانه حدود ۲۰۰ کالری

ناهار حدود ۵۰۰ کالری

عصرانه حدود ۲۰۰ کالری

شام حدود ۷۰۰ کالری

=> ۱۶۰۰ کالری

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:4  توسط ساميا  |